زندگی … به همین سادگی!

پرده اول – یه سری آدمها هستند که خیلی ذوق ندارن. بی ذوق تشریف دارن. مثلا میرن میگن یه شلوار سایز 33 بده. یا میرن سوپری میگن آقا یه ماست بده! یارو هم که میگه چی باشه. میگه فرقی نداره! یا تلویزیون خونشون همیشه فقط روشنه! فرقی نمی کنه کانال چند باشه. چی باشه . چی نباشه. حالا من … مهمون که داریم ماستش رو میرم خیکی کاشان میگیرم از یجا. چیپسش رو میرم 16متری ارامنه میگیرم ازین خونگی ها. غذا، میگم هر چیزی رو باید بری بهترین جاش بخوری. پا میشم میرم قزوین قیمه نثار میخورم برمیگردم! مالزی که بودم بخاطر یه ناسی لاماک معروف 5 رینگتی، 40 رینگت پول تاکسی میدادم! یا با سرهنگ که استانبول بودیم یه کفش چرم کمپر دیدم که خیلی خوشگل بود. دو تا رنگ داشت. مشکی و قهوه ای. مشکیش رو سایز پام نداشت. فقط بخاطر نوشته ی پشتش که فسفری بود دلم اونو خواست. با سرهنگ از صبح 6 تا نمایندگی تو پاساژهای مختلف رفتیم. یادمه اون روز 18 هزار قدم زدیم و گوشیم نوتیفیکیشن داد که رکورد زدی! و بالاخره ساعت 9 شب خریدمش !

پرده دوم – همیشه مسئولیت پذیر بودم. چه زمان لیدری، چه الان. برای آتلیه دوست دارم کل شرایط رو بسنجم و از صفر تا صد کار برای مشتری اوکی باشه. یعنی از اولش که جذب مشتری است تا طراحی سایت و ساخت دکور و عکاسی و رتوش و برخورد با کودک و همه چیز … تا وقتی مشتری کارش تموم بشه و بره . حتی راه خروج !

پرده سوم – دیدی بعضی وقتها از در خونه میخوای بیای بیرون، یهویی خیلی بیخود و بیجهت دلت میخواد برگردی و لباست رو عوض کنی ؟ منم دیروز اینجوری شدم. کتونی پوشیدم و اومدم برم. گفتم بذار برم کمپر عزیز دلم رو بپوشم.

پرده چهارم – در این اوضاع مملکت، وسط این قاراش میش زندگی و این همه مصیبت و بدبختی، هوای آلوده و امید به زندگی در حد صفر!، فکر اینکه اگر جای بهتری بدنیا میومدم چقدر زندگی فرق میکرد، دو زار زندگی میکردیم، رفاه داشتیم و حال میکردیم ولی الان بدبخت عالمیم، وقتی بچه دار میشی، وقتی بغلش میکنی، دیگه همه ی اینا میره کنار، دنیای تو میشه فقط توی اون چهار دیواری و دوست داری همونجا تا ابد تو بغل بگیریش و حالش رو ببری. بغلی که همیشگی باشه. چیز  دیگه ای هست بخوای؟ آره زرشک پلو با مرغ،رون باشه بیزحمت 😂😂 نه جدی چیز دیگه ای هست بخوای؟ آره، یه کوکا هم بفرست 😂😂😂ولی جدی نکنه راستی نکنه یهو دیگه نباشی. نکنه یهو اتفاقی بیفته و اینم نداشته باشی!

پرده پنجم – مامان یزدان که مشتری ثابتمون هست و پای ثابت پیج سلطون، دیروز اومد آتلیه. با دو تا بچه و دوستش و دو تا بچه های دوستش. کم مونده بود بچه های مهد و همسایه اونوری هاشون و اون تخمه سگ طبقه بالایی که فقط بدو بدو میکنه😂😂 رو هم بیاره کاری نداریم که آتلیه رو ترکوندن. اونو میگم کارت به کارت کنه😜. کاری ندارم که برای سلطونم کادوی خوشگل گرفته بود.اونو کارت به کارت نمیکنم😜 … موقع رفتن با اینکه نوشتیم آقا جون مادرت بیشتر از دو نفر سوار آسانسور نشید ولی سوار شدن . دو تا آدم بزرگ. دو تا بچه. دو تا چمدون! من نمیدونم مگه شب میخواستید بمونید ؟! یا بعدش میخواستید برید شمال ؟ یا فکر کردید ما شمالیم ؟ 😎😂 خلاصه هیچی. تو آسانسور گیر کردن. اولش گفتم آخیش. دلم خنک شد. حالا هی منو هلی شات رو اذیت کن. حالا هی شوخی کن.ولی نشد که … این حس مسئولیت پذیری لامصب نذاشت بتمرگم سرجام. پا شدم در نقش نیروی امداد. پاشدم دستمال قدرت داداش کایکو رو بستم و ده بار این پله ها رفتم بالا، رفتم پایین. هی برو بالا. هی بیا پایین. گفتند برو تو اتاقک آسانسور و برقش رو قطع و وصل کن. رفتم. قطع کردم. اومدم وصل کنم بجای دسته، آهنش رو گرفتم و برق منو گرفت. حالا هی موندم وا چه وقت رقص بندریه😂 … هی گفتم نرقص آشغال😂😂… اونا تو آسانسور گیر کردن تو میرقصی😂 .. وای رقصم بند نمیومد. ولی جدا کپ کردم. تووم پر از برق بود. اصلا یجوری بود با برق گرفتگی های قبلی که از سرپیچ و دوشاخه و پریز بود فرق میکرد. پوست دستم قشنگ سوخت.

پرده ششم – شبش که خونه سارا اینا بودیم و تعریف کردم، فرزین گفت برق آسانسور ؟! برق اصلیش ؟ زر میزنی؟ گفتم نه والا. زرم کجا بود!😂 … گفت اون 3 فازه و میکشه … خشک میکنه… تو چرا زنده ای؟ دکتر یهو گفت کفش چی پات بوده؟ احتمالا چرم بوده که اتصالت رو با زمین قطع کرده و گرنه صددرصد میمردی ! گفتم آره.. همین کمپر مشکیه عزیز دل با نوشته ی فسفری !

پرده هفتم – زندگی دقیقا همینه .. همینقدر ساده.. خیلی ساده میتونی بمونی .. میتونستی هم به گاج بری ! کجا؟ مدرسان شریف؟ نه به گاج! خوده خود گاج!!!

۳۵ دیدگاه برای “زندگی … به همین سادگی!”

  1. كارما گفت:

    اي وايِ من. مور مور شد بدنم. يه آشنايي چند سال پيش به همين سادگي با برق آسانسور مرد. نميدونم چي بايد بگم. اعتقاد ندارم به اينكه خدا دوستتون داشته و اين حرفا. ولي حتما خيلي خوبين و لياقت زندگي كردن رو دارين.

  2. میرا گفت:

    مرگ…به همین سادگی

  3. وحیده گفت:

    میگه از رگ گردن بتو نزدیک ترم، خدا شما واسه سلطون نگه داشته ،و واسه ما که اینهمه دل مردمو شاد میکنی

  4. سمانه گفت:

    او مای گاد، چقد جالب، ولی ب نظر من ساده ساده و الکی الکی نموندین که، بخاطر دل پاکیه که دارین و این از حرفاتون مشخصه، از اون وقتی که خیلی ساده و مهربون عکسای سلطون رو خواستم و بهم فرستادین فهمیدم، ب هرکی که میگم میگه وااااااای چقد گوگولی ،جدی شماره داد و گفت تو تلگرام عکسارو میده؟ خلاصه اینه خدا دوستون داره همین 😁

  5. مهرسا گفت:

    فقط میشه یه نتیجه گیری ساده کرد…
    اینکه ساده نگذریم از انتخاب هامون…
    از ثانیه ثانیه بودن با عزیرامون لذت ببریم….
    مسئولیت پذیر باشیم اگه میخوایم روزی مون زیاد بشه….
    و در آخر نصیری بابای باحال سلطون ازت ممنونم امروز هم یک چیزی یاد گرفتم…
    من یه اصلی دارم در زندگی که هر روز یک چیز جدید یاد بگیر و هر روز به یه آدم کمک کن حالش خوب بشه…
    امروز یاد گرفتم ازت و به یه نفر کمک کردم حالش خوب باشه

  6. زیبا هستم گفت:

    الان من نفهمیدم نکته ش این بود که چرم بپوشیم؟ یا اینکه حساس و دقیق باشیم؟ یا حتی اگه چرم پوشیده بودیم دست به برق سه فاز نزنیم جیزه؟ 🤔🤔

    1. koochak گفت:

      نکتش همینه که زیبا هستی بسه 😂

  7. فرشته گفت:

    خدارو شکر
    خدارو شکر که همون تصمیم عوض کردن کفشتون باعث شد که الان سرحال سلامت در کنار خانواده گلتون هستین
    الهی خانواده سه نفرتون هیچ وقت از هم دور نشین🙏🏻

  8. Delsa گفت:

    الاهی بمیرم برا دلت بابا سلطون.به خیر گذشته شما الان مسئولیت زندگی دونفر دیگه هم به دوشتونه پس خیلی خیلی مراقب خودتون باشید

  9. شکیبا گفت:

    زندگی گاهی یه برنامه هایی میچینه برامون که تا توشیم نمیفهمیم بعدش که گذشتیم ازش میبینیم اااااا ناقلا چه بازیا که نمیکنه برای ما مهره اتفاق میچینه کنار هم چیزایی که در لحظه کاملا بی معناو مفهومن همه رو که چید یه دفعه تیک ک ک ک ک اون لامپع روشن میشه درست مثل یه درسی داشتیم راهنمایی باسیمو چراغ و اینا بود اکه یه جا مدلو اشتباه میبستی چراغه روشن نمیشد که نمیشد،زندگی بازیه غریبیه اما لذت بخشه حتی وقتی ناراحتی نگرانی من که حیفم میاد ناامید باشم درسته شرایطم‌ون بده بد که نه داغونه اما من یادنگرفتم گوشه نشینیو غمبرک زدن رو شماهم یادنگیربه سلطونم یاد نده فقط مرگه که چاره نداره

  10. Maryam گفت:

    سلام آقای نصیری
    متن بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود با طنز همیشگی شما جذاب تر هم شده بود..هی وسط متن میخواستم جدی بگیرم با یه طنز خندم میگرفت😅
    جدا از شوخی زندگی به همین سادگیه..به مو بنده..
    مسئولیت پذیری شما نسبت به خودتون و اطرافیان و بی تفاوت نبودن، اینجا جوابتون رو داد.. می تونم بگم منم تا حدی اینطوریم و نمیتونم نسبت به رویدادها و آدمای اطرافم بی تفاوت باشم..
    چند ماهه پیج سلطون رو فالو میکنم و واسه چند لحظه هم که شده میخندم و بیخیال این دنیا میشم.. امیدوارم سایه شما و مرجان خانم همیشه بالای سر ماهور کوچولو باشه..
    زندگی همینقدر سادست اما دلخوشیاش کم نیس🌹

    1. koochak گفت:

      ممنون ازتون. مرسی که شما هم اینقدر خوب میخونید و اینقدر قشنگتر جواب میدید و نظرتون رو برام مینویسید. ❤🌱

  11. فهيمه گفت:

    واقعا گاهي اوقات آدم يه تصميمايي ميگيره كه دليلش رو نميدونه ولي خوب چيزي ميگيره😉
    مرسييي كه هستين

  12. Shadi گفت:

    داستانش خیلی قشنگ بود چون تمام پرده ها به هم ربط داشت 👌

  13. Shrmjd79 گفت:

    ای نصیری خدا رو شکر که سالمی و خوبی به سرهنگ بگو پنجاه هزارتا صلوات نذر سلامتیت کنه پخش کن بین فالورزا😂♥️🍃

  14. یگانه گفت:

    خداروشکر که سالمید ….
    اصل زندگی هم،به همین سبک زندگی کردن هست اون چیزی که دلت میخواد رو داشته باشی یا برای داشتنش تلاش کنی تا بهش برسی ….

  15. نازنین گفت:

    گرنگهدار من آنست ک من میدانم
    شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد…

  16. Hili گفت:

    مثل همیشه عالی 👌🏻👌🏻👌🏻 ایشالا که همیشه سلامت و موفق باشید❤

  17. سیما گفت:

    آدم یه آه و یه دَم
    هیچی تو دنیا ارزش یک لحظه ناراحتی رو نداره الان هستیم ولی کی خبر داره یک دقیقه بعدش رو
    از قشنگیای دنیا لذت ببریم و بقیه رو🖕

  18. زندایی نگین گفت:

    وااای عمونصیری خدا رحم کرد برق ۳۸۰ولت گرفتت😐👊🏻البته فقط مدار قدرتش ۳۸۰ولت مدار فرماناشم هست😐🤦🏻‍♀️کفشم بی تاثیر نبوده ولی خیلی مهمم نبوده😐خدا خودش حافظتون بوده🤦🏻‍♀️به نظرم مامان یزدان زنگو زد دیگه درو باز نکنید به همین سادگی…😂👊🏻چه اینجا خوبه جمع کنیم بیایم اینجا😂

    1. koochak گفت:

      نگین تو مگه جز ازدواج ، از چیز دیگه ای هم سر در میاری؟ پاشیم کوچ کنیم اینجا اصلا؟

      1. زندایی نگین گفت:

        اره برق اینا رشتمه دوس دارم😂ازدواج بلد نیستم اقا کی گفته؟🙄😂نه هم اینجا هم اونجا یه گروهم تلگرام بزنید عالیه😍👌

    2. مامان یزدان 😂 گفت:

      آی نگین آی تو روحت ، با همین زبونت توقع داری زن داداشم هم بشی؟ تو باید جاریم بشی تا حسابی از خجالتت در بیام😂👊🏻

  19. لیلا گفت:

    چرا اینقد خوبی تو اخه لعنتییی
    دنیا بدون ممد نصیری دیگه جایی نداره

  20. Arefe گفت:

    Khodaro shokr salemin y parde akhar korko paramo rikhtund!!!

  21. وحیده خانوم گفت:

    سلام…یادتون نره هر آدمی یه ماموریت داره توی این دنیا که باید انجامش بده و بعد بره…هنوز کار دارید اینجا….هنوز خیلی خنده ها باید بیارید روی لبای کسانی که منتظر نوشته های قشتگتون هستن.مواظب خودتون باشید.
    پ.ن.کار من بررسی حادثه هاست.خیلی شبها که دارم رو پرونده هام کار میکنم حال روحم بده.ولی شما انرژی می رسونید.

  22. لادن گفت:

    وای خدا رو شکر نمردین،دیگه همینو کم داریم تو این اوضاع!

  23. نگار گفت:

    خیلی خدا دوستتون داره که خب مشخصه بی دلیل نیس .امیدوارم همیشه سالم‌‌و سلامت باشین واقعا ازین فکر که اگه اون روز اونهمه دنبال اون کفش نمیگشتین‌و نمیخریدینش چی‌میشد دلم میگیره .انشالله ۱۲۰ ساله شین
    در ضمن خانومتون خیلی ناز و گله سلطون کوچولو هم‌مثله ماهه ماشالله

  24. سیمین گفت:

    قبلا هم گفتم پاینده باشی عمو نصیری. برای سلطون قشنگ .مجان مهربون. البته دوست دارم بگم :مه جان😊 وبرای دل همه ما. تنتون همیشه سالم.

  25. آزاده گفت:

    حکمت خریدن و پوشیدن کفش کمپر هم همین بوده ، برید بیرون دوباره برگردید کفش رو عوض کنید واقعا حکمتی داشته…

  26. مهسا گفت:

    خداروشکر خوبین و سلامت ،ان شاالله همیشه سایتون بالاسر گل پسر زیبامون باشه. 🙏🙏🙏

  27. آمی گفت:

    خدا رحمش به جوونیت و زن و بچت اومده، از این کارای قُزن قورتکی نکن دیگه😕

  28. طاهره گفت:

    اي بابا با خيال راحت ميگرفتي ميتمرگيدي سرجات بابا
    إمداد شدنت چي بود حالاااااا
    ماييم و ي نصيريه بزرگ 😂😂😂
    حالا خداروشكر ك الان زنده اي 🌹🌹

  29. كيميا🐼 گفت:

    من سلین ۳سالش بود که پیجش و فالوو کردم،از طریق سلین تک تکتون پیدا کردم و دارم لحظه به لحظه با همتون زندگی میکنم.گوشی هر کسی دستم میاد سلطوون و فالوو میکنم براشون و با عشق از خانواده ۳نفریتون تعریف میکنم.♥️خداروشکر واسه این رحم بزرگش🙏🏼🍃اومدم فضولی ببینم نرخ عکاسیتون چنده فکر نمیکردم با همچین مطلبی رو به رو شم کُلِ بدنم مورمور شه…
    دوستون داريم،شُما خيلى بايد بيشتر از اينا مراقبــِ خودتون باشيد چون عزيزِ دلِ همه ى ماييد😍خدا حفظتون كنه♥️♥️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*